سيد علي اكبر قرشي

315

قاموس قرآن ( فارسي )

* ( أَرْجائِها » ) * حاقة : 17 . و در جول عرش ميشوند * ( « وَتَرَى الْمَلائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ » ) * زمر : 75 . ولى فعلا در درون جهان و در حال عروجاند چنان كه در « رجا » گذشت و مدّت عروج مدت عمر جهان است . در كتاب آغاز و انجام جهان ص : 144 تا 147 دربارهء اين آيه و آيات ديگر بحث كرده عمر زمين و آسمانها را به هيجده ميليارد سال رسانده است . عرجون : * ( « وَالْقَمَرَ قَدَّرْناه مَنازِلَ حَتَّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ » ) * يس : 39 . اين كلمه فقط يك بار در قرآن آمده است . عرجون : بند خوشهء خرماست كه بعد از قطع خوشه در درخت ميماند و پس از چندى خشكيده و كج شده مثل هلال ميگردد و رنگش نيز زرد است در صحاح و اقرب الموارد و المنجد گويد : « العرجون اصل العذق الذى يعوج و تقطع عنه الشماريخ فيبقى على النخل يابسا » . مراد از آن در آيه ظاهرا حال قمر در اواخر ماه است كه بتدريج كاسته شده تا به صورت بند خوشهء خشكيدهء خرما در ميايد . يعنى براى ماه منازلى قرار داديم كه از لحاظ رؤيت مردم تا به صورت بند خوشهء كهنه در آمد . البته اين نسبت برؤيت ما است و گرنه همواره نيمكرهء قمر رو بآفتاب و روشن است . عُرّ : ( بضمّ و فتح اول ) مرضى است جلدى كه سوزش و خارش دارد و به عربى جرب گويند و آن غير از آبله است . اصل آن بمعنى عروض است و جرب را از آن عرّ گويند كه به بدن عارض مىشود به ضرر معرّه گويند كه مثل جرب به شخص عارض مىشود * ( « فَتُصِيبَكُمْ مِنْهُمْ مَعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ » ) * فتح : 25 . از آنها بشما ضررى برسد . المُعْتَرّ * ( « فَكُلُوا مِنْها وَأَطْعِمُوا الْقانِعَ وَالْمُعْتَرَّ » ) * حجّ : 36 . از قربانى بخوريد و قانع و كسى را كه در معرض سؤال قرار گرفته اطعام كنيد . در مفردات گفته : « المعترّ هو المعترض للسؤال » در الميزان فرموده : قانع فقيرى است كه به آنچه داده‌اى قناعت كند خواه